عضویت در خبرنامه
برچسب ها
آسیب شناسی برخی از جوانب رشته طراحی صنعتی در ایران
|
|
| تعداد بازدید : 151 |
آنچه را که امروز به عنوان مشکلاتی اساسی و قابل تامل در زمینه رشته طراحی صنعتی مشهود است، می توان معلول علت های بی شماری دانست. لیکن آنچه را که از نظر نگارنده از اهمیت بیشتری برخوردار بوده و بهینه سازی آن سهل الوصول تر است، می توان تحت عناوین زیر دسته بندی نمود. از آنجا که پس از تعریف صورت مسئله و بیان مشکل، امکان دستیابی به راه حل های کارا و اثربخش در کوتاه مدت و میان مدت افزایش می یابد، بنابراین می توان فاز صفر این آسیب شناسی را از طرح مسئله و تعریف مشکل آغاز نمود. آنچه که در ذیل بیان می گردد، نظرات شخصی نگارنده بوده و در بیان مفاد آن، قصد توهین به هیچ شخص حقیقی یا حقوقی خاص و عامی مدنظر نمی باشد.
مهم ترین عناوین قابل بررسی در زمینه موضوع مذکور را می توان به صورت ذیل دسته بندی کرد:
1- نقش دانشجو:
1-1: توجه به ماهیت بین رشته ای طراحی صنعتی
طراحی صنعتی ماهیت بین رشته ای دارد و لازم است که به طور هم زمان و به صورت سیستماتیک به یادگیری مطالب مختلف آن پرداخته شود. بنابراین باید طراح صنعتی، اطلاعات مختلف خود را به صورت موازی رشد داده و تقویت نماید، چون این اطلاعات در نهایت به صورت سری، همانند حلقه های زنجیر، به یکدیگر متصل گشته و در هر زمینه ای که شخص، اطلاعات کمتری داشته باشد، زنجیره دیزاین از همان نقطه گسسته خواهد شد. در واقع این مسئله ایجاب می نماید که فرد به صورت هم زمان در تمامی زمینه های دیزاین اطلاعات خود را توسعه دهد و عناوینی چون زیبایی شناسی، سبک شناسی، فلسفه، ارگونومی، طراحی فنی، خلاقیت و ایده پردازی، نقشه کشی صنعتی، قالب سازی و تولید، محاسبات فنی، مهارت های کارگاهی، آشنایی با نرم افزارهای طراحی، علوم پایه، ماکت سازی، مواد شناسی و غیره به یک اندازه مورد توجه قرار گیرند؛ لیکن متاسفانه برخی افراد، به دلایل گوناگون از یادگیری بعضی مباحث گریزانند و مثلا یادگیری نرم افزارهای سه بعدی سازی را دلیلی بر عدم نیاز به ماکت سازی می دانند و یا آگاهی از نقشه کشی و محاسبات و تولید را برای طراح غیر لازم برمی شمارند. بخشی از این دیدگاه صحیح بوده و البته قسمتی از آن نیز نادرست می باشد: "طراح واقعی تنها باید ایده پردازی کند"، لیکن زمانی این ایده ها کارامد می شوند و سریع تر قابلیت اجرا می یابند که طراح آگاهی کافی (و البته نه جامع) از سایر مسایل، از جمله موارد فوق الذکر نیز داشته باشد.
1-2: تبدیل نشدن به اپراتو و بزک کار
برخی از افراد در زمینه شاخه ای خاص، مثلا نرم افزارهای طراحی سه بعدی، وقت زیادی را صرف نموده و شیفته آن می شوند و در واقع به جای طراح صنعتی، مبدل به اپراتور آن نرم افزار می گردند؛ یا بعضی دیگر فقط راندو انجام می دهند و بقیه قضایا را رها نموده و جذب تصویر سازی صنعتی و در مواردی "بزک کاری صنعتی" می شوند یا برخی دیگر به عنوان نقشه کش در موسسه ای استخدام می شوند و کذا و کذا. در واقع هیچ یک از این افراد، طراح صنعتی نیستند بلکه ماکت ساز یا نقشه کش یا اپراتور نرم افزار یا تکنسین آن مهارت می باشند.
1-3: کار گروهی و منافع عمومی
بسیاری از افراد در طول تحصیل، نمی توانند کار تیمی انجام دهند و نقاط ضعف خود و نقاط قوت دیگران را ببینند و یا زمانی که در مورد معینی، مشکل آنها مرتفع گردیده و راه حل را می یابند، سعی نمی کنند که این راه حل را به دیگرانی که بعد از آنها باید این مسیر را بپیمایند نیز انتقال دهند که نهایتا امکان شکل گیری نوعی پیش فرض رقابتی مغرضانه در ذهنشان فراهم آمده که شاید بخشی از آن به دلیل رقابت در زمینه کسب نمره ایجاد شده باشد. این موضوع ممکن است به تدریج تبدیل به عادتی ماکیاولیستی شده و در امور حرفه ای نیز تسری یابد.
2- نقش فارغ التحصیلان:
بسیاری از کارخانجاتی که با طراحان صنعتی کار کرده اند به نتایج جالبی دست نیازیده اند که تاوان آن را باید نسل جدید طراحان بپردازند یعنی در برخی کارخانجات طراح نباید کار خود را از صفر، بلکه از زیر صفر آغاز نماید.
3- نقش اساتید:
متاسفانه برخی از اساتید این رشته (و صد البته نه همه این بزرگواران)، در مقاطع زمانی مشخصی جهت کسب مدرک به آسان ترین صورت ممکن، جذب شاخه هنر گردیده و چون رشته طراحی صنعتی نیز وجهه مناسبی داشته، آن را انتخاب کرده اند و با استفاده از اعمال نفوذ و بهره گیری از روابط و سوء استفاده از وابستگی ها و غیره، موفق به اخذ مدارکی به ظاهر معتبر گردیده اند. ولی در نهایت چون دنیای صنعت و تولید انبوه به ویژه در بخش خصوصی، به افراد باسواد واقعی و متخصص و کارا نیازمند است، این افراد را پس زده و لذا محلی را بهتر از دانشگاه جهت استخدام نیافته اند، به گونه ای که در مورد ارائه برخی دروس توسط این اساتید، بسیاری از جلسات کلاسی تشکیل نمی شوند و سایر جلسات نیز به بیان مطالب کم ارزش و بی ارتباط با موضوع درسی و نیز ایرادگیری های غیر تخصصی از تکالیف درسی دانشجویان و بیان سلایق شخصی غیر تخصصی در زمینه پروژه های کلاسی گذرانده می شود.
در بسیاری از موارد نیز برای اساتید مذکور، عناوین و سرفصل های دروس مختلف تفاوت چندانی با یکدیگر نداشته و مطالب ثابتی را برای دروسی با عناوین مختلف و در طی سالیان متوالی تکرار نموده و میزان فعالیت خود را متناسب با دستمزد دریافتی از دانشگاه می دانند و به صورتی مداوم از یک سو نگران از دست دادن فرصت های منجر به امکان ارتقاء و افزایش دستمزد و از سویی دیگر در هراس از پرسیده شدن سوالات پیش بینی نشده از سوی دانشجویانند. بعضا برخی از اساتید مطروحه به هیچ وجه متوجه نمی گردند که شاید پروژه یک دانشجو توسط فرد دیگری تهیه شده و در طی سالیان متوالی چندین بار دست به دست شده و برای چندمین مرتبه برای فرد جدید دیگری ژوژمان می گردد! در پاره ای موارد، "آراستگی ظاهری" دانشجو در روز ژوژمان و نوع پوشش نیز مدنظر قرار می گیرند و به صورت موثری مواردی چون عدم غیبت های مکرر کلاسی و کیفیت فعالیت تحصیلی را تحت الشعاع قرار می دهند. بعضا این اساتید در زمینه طراحی سوالات کنکور نیز حضور فعال و مستمری از خود نشان داده و با اعتماد به نفس سوالاتی کاملا غلط "طرح" می نمایند. نتیجه بررسی های انجام شده نشان می دهد که در سوالات بخش مبانی نظری طراحی صنعتی مرحله تئوری کنکور ارشد یکی از سال های گذشته، تعداد سوالات غلط به عددی دو رقمی رسیده است.
افرادی که ارتباط نزدیکی با دانشجویان و فارغ التحصیلان این رشته از دانشگاه های مختلف داشته باشند حتما بارها مشاهده نموده اند که دانشجویان مطلبی را از ابتدا به غلط آموزش دیده و فرا گرفته اند. حال با فرض حضور این فارغ التحصیل در یک جلسه کاری که مهندسین مختلف کارامد و با تجربه و مدیر عامل یک کارخانه صنعتی حضور دارند، طراح مذکور بخواهد جهت مشارکت در بحث، این اغلاط مطروحه را بیان نماید. در واقع، طراح صنعتی که باید با ایده های خود آغازگر فرایند تولید و جهت دهنده به تیم اجرایی باشد، به عنصری اضافی و قابل حذف تبدیل می گردد که البته این امر طبیعی است زیرا به دلیل نیاز به سرمایه گذاری کلان در زمینه تولید انبوه، تولیدکننده به آزمودگی عوامل اجرایی نیاز دارد. بنابراین بسیاری از فارغ التحصیلان این رشته، جذب طراحی برای تولیدات محدود و موقت مانند طراحی ویترین مغازه و پارتیشن بندی و ساخت استند و غرفه های نمایشگاهی و بزک های داخلی ساختمان ها (که به اشتباه آن را معماری داخلی می نامند) گردیده و ضمن نظارت بر کار نجاران و آهنگران و کابینت سازان و غیره، نقش سرکارگر را ایفا می نمایند چراکه علم این کار را ندارند و اصولا مواردی چون طراحی ویترین و غرفه و معماری داخلی، بیش از طراحان صنعتی به معماران داخلی و طراحان صحنه مربوط می شود.
4- نقش کارخانجات و صنایع:
بخشی از قضیه نیز به صنعت مربوط می شود؛ یک کارخانه خصوصی به عنوان بنگاهی اقتصادی، منطقی است که به بازگشت سرمایه و سودآوری بیندیشد. وقتی به دلیل آگاه نبودن از شرایط اقتصادی آینده در بلند مدت (که معمولا به دلیل ضعف بخش R&D کارخانه بوده و از قضا یکی از مرتبط ترین بخش های یک کارخانه به طراحان صنعتی است)، و نیز مسایلی چون بیمه کارگران و الزامات اداره کار و غیره، کارخانه دار به سود کوتاه مدت خود اندیشیده و خط تولید را نیز از کشوری خارجی وارد می نماید و به دلیل آنکه معمولا سرمایه گذاران کارخانجات علاقه مند به مدیریت کارخانه نیز می باشند، به دلیل عدم آگاهی از مسایل فنی و جزئیات تنظیم و تغییر خط تولید، دچار نوعی اینرسی سکون بالایی نسبت به پذیرش طرح های جدید گردیده و تا زمانی که خط تولید به صورتی قابل قبول به کار خود ادامه دهد، تمایل به ایجاد تغییری در آن ندارند. در این مواقع بهتر است تغییرات ارائه شده در محصولات را از عناصر گشتالت کم هزینه تر مانند تغییر در رنگ و بافت محصول آغاز نمود و نهایتا به تغییر در مواد و فرم رسید.
5- آگاهی به جایگاه واقعی طراح صنعتی
لازم است به این مهم توجه شود که بهتر است طراح نیز، جایگاه واقعی خود را در کل پروسه اجرایی تیمی، بداند و این نکته را مدنظر قرار دهد که سود "عمده" حاصل از به انجام رسیدن یک پروژه، نصیب سرمایه گذار یا همان سفارش دهنده می گردد و این، چندان از عدالت دور نیست، کما اینکه اگر پروژه با شکست مواجه شود، ضرر و زیان "عمده" آن نیز بر عهده سرمایه گذار است (با تشکر از خانم الف. ب. مقدم، در یادآوری و بیان این نکته در تالار گفتگو). بهتر آن است که طراح، سود سفارش دهنده را بیش از آنکه خود وی به آن توجه دارد، مد نظر قرار دهد. همچنین کمتر از آنچه که هست بگوید (تا توقع بی مورد در ذهن سفارش دهنده ایجاد نشود) و بیشتر از آنچه که می گوید عمل کند (تا سبب ایجاد وفاداری ذهنی سفارش دهنده نسبت به طراح گردد).
6- توجه به کارکرد فلسفی هنر
اعتقاد نگارنده بر آن است که طراحی صنعتی هنر (به معنای اخص کلمه) است و هنر نیز، گونه ای از علم است؛ مخلص کلام اینکه هنر، علم است و طراحی صنعتی هنر است، لیکن یکی از تفاوت های اساسی هنر با سایر علوم، مبتنی بودن ارزشی آن بر فلسفه است. حال، این هنر، چه ادبیات باشد یا گرافیک یا نقاشی یا طراحی صنعتی و یا سینما و... و چه از نوع کاربردی باشد و چه از نوع محض، در نهایت، ابزار و وسیله ای برای بیان فلسفه و طرز تفکر هنرمند است؛ به عبارت دیگر، هنری که پشتوانه فلسفی نداشته باشد، از ارزش چندانی برخوردار نبوده و نهایتا به عاملی تزیینی، فانتزی و یا سرگرم کننده مبدل می گردد.
تهیه کننده : اردشیر حکیمی
برگرفته از سایت طراحی صنعتی ایرانی لینک مطلب : http://www.newdesign.ir/search.asp?id=823&rnd=968
