عضویت در خبرنامه
برچسب ها
تخت خواب
خودرو
دوچرخه
زیورآلات
سازه
ساعت
صندلی
طراحی بسته بندی
طراحی خودرو
طراحی داخلی
طراحی زیورآلات
طراحی مبلمان
طراحی مبلمان شهری
طراحی محصول
طراحی محصولات دکوراتیو
طراحی معماری
طراحی نمایشگاهی
طراحی پوشاک
طراحی گرافیک
فرش
فرودگاه
لوازم آشپزخانه
لوگو
لیوان
ماشین آلات صنعتی
مجسمه
مسابقات طراحی
معماری
موبایل
موتورسیکلت
نمایشگاه
نیمکت
هنرهای تجسمی
پوستر
کارگاه
کفش
کلاه
کودک
کیف
گلدان
هنر قهوه خانه ای
دوشنبه ، 5 مهر 1389 ، 16:02 | آخرین بروز رسانی مطلب در دوشنبه ، 12 مهر 1389 ، 13:39 | نوشته شده توسط کشاورز |
|
|
|
|
| تعداد بازدید : 524 |
هنر مردمي ايراني در اواخر قرن سيزده هجري شمسي آغاز، و تقريباً در اوايل عصر پهلوي به دليل تحولات اجتماعي و شيفتگي هنرمندان به هنر مدرن رو به افول نهاد. نقاشي قهوهخانهاي مكتبي بود كه ميتوانست مضامین مورد علاقة مردم عامي عصر خود را متجلي سازد. اما آيا رويكرد مجدد به آن مكتب با ديدگاه مقلدانه، جهت احياي آن، میسر است؟ آيا اگر روند تحولاتِ هنر عاميانة ادامه مييافت، امروز با همان شكل و فرم دوران قاجار رو به رو بودیم؟
با توجه به تغييرات فرهنگي، اجتماعي، فراز و نشيبهاي تاريخی و تفاوتهاي فاحش بين هنر دوران قاجار و دهههای 40 و 50 تاكنون، پاسخ اين پرسش منفي خواهدبود. افول تحولات هنر سنتي بسيار تأسفانگيز است، اما رويكرد كامل هنر ايران به هنر مدرن در بخشي از تاريخمان نيز قابل انكار نيست.
برپایی چنين نمايشگاههايي جهت بررسي خلاقيت هنرمنداني كه بدون هيچ ادعايي از ميان مردم برخاستند، قابل تقديراست. اما تقليد ظاهری از اين آثار، كافي نخواهد بود. بلكه چنين ميراثی را بايد با شرايط روز هماهنگ كرد. گزينش صورت هنري متناسب با سلیقة مردمی، به گونهاي كه در ادامة تحولات هنري دهههاي گذشته باشد، ارزشمند و مفيد میباشد.
همانگونه كه تلاش هنرمندان بزرگي چون «قوللر آقاسي» و... در جهت خلق اثري متناسب با فرهنگ عامه، از نظر محتوا، موضوع و صورت هنري، بر اساس تحول هنرهاي تصويري تا آن زمان، که مورد پذیرش مردم بود صورتپذيرفت.

مصيبت كربلا، اثر قوللر آقاسي، محل نگهداري: موزة سعدآباد
ضمناً پردههاي نقاشي قهوهخانهاي جهت سرگرمنمودن مردم با موضوعات مورد علاقهشان، كه اكثراً در قالب مذهبي و اسطورهاي بودند و برای مكانهاي عمومي خلق ميشدند. بنابراين صورت هنري نقاشی، مناسبترين راه عرضة اين هنر و ارتباط با مردم بود. بهعلاوة اینكه اشعار و اصوات نيز به خدمت هنرمند ميآمدند تا سرگرم نمودن مردم، از هر دو طريق مؤثر ديداري و شنيداري ميسر باشد.
حال اگر بخواهيم شرايط خلق هنرعاميانة آن دوران را با شرايط امروزي منطبق كنيم، بهترين نوع هنر عامیانه، جهت ارائه موضوعات مورد علاقة مردم در قالبی سرگرم کننده، رسانههای عمومی به خصوص رادیو و تلویزیون خواهد بود که در دورافتادهترين نقاط كشور نيز در دسترس هستند. البته قالبهای دیگر هنری چون هنرهای تجسمی، به خصوص در قالب هنر شهری همچون دیوارنگاری و تندیسگری میتواند سهمی مهم در هنر عامه داشتهباشند.
حال آیا آثار روشنفکرانهای که با الهام از نمادهای هنر قهوهخانهای، توسط هنرمندی حرفهای خلق میشوند و تنها شانس دیدهشدنشان توسط مردم در یک نمایشگاه است را، میتوان هنر عامیانه دانست؟ آیا بدون وجود تعریفی مشخص از نقاشی ایرانی معاصر، که برای اذهان مردم آشنا باشد، میتوان نقاشی عامیانة ایرانی معاصر را ایجادکرد؟
سررشتة هنر عاميانة آينده به دست هنرمنداني است كه حقيقتاً زندگي عامة مردم را دركنموده و بدون قضاوت در مورد سلايق و زيباييشناسي آنها و با استفاده از صورتهاي هنري و مضمونهای مورد پذيرششان، به خلق اثر هنری بپردازند. با چنين آغازي به تدريج میتوان با ايجاد تحول در صورت آثارٰ مطابق با فرهنگ عاميانه، جهت ارتقاء سليقة زيبايي شناسي مردم گام برداشت.
با توجه به تغييرات فرهنگي، اجتماعي، فراز و نشيبهاي تاريخی و تفاوتهاي فاحش بين هنر دوران قاجار و دهههای 40 و 50 تاكنون، پاسخ اين پرسش منفي خواهدبود. افول تحولات هنر سنتي بسيار تأسفانگيز است، اما رويكرد كامل هنر ايران به هنر مدرن در بخشي از تاريخمان نيز قابل انكار نيست.
برپایی چنين نمايشگاههايي جهت بررسي خلاقيت هنرمنداني كه بدون هيچ ادعايي از ميان مردم برخاستند، قابل تقديراست. اما تقليد ظاهری از اين آثار، كافي نخواهد بود. بلكه چنين ميراثی را بايد با شرايط روز هماهنگ كرد. گزينش صورت هنري متناسب با سلیقة مردمی، به گونهاي كه در ادامة تحولات هنري دهههاي گذشته باشد، ارزشمند و مفيد میباشد.
همانگونه كه تلاش هنرمندان بزرگي چون «قوللر آقاسي» و... در جهت خلق اثري متناسب با فرهنگ عامه، از نظر محتوا، موضوع و صورت هنري، بر اساس تحول هنرهاي تصويري تا آن زمان، که مورد پذیرش مردم بود صورتپذيرفت.

مصيبت كربلا، اثر قوللر آقاسي، محل نگهداري: موزة سعدآباد
حال اگر بخواهيم شرايط خلق هنرعاميانة آن دوران را با شرايط امروزي منطبق كنيم، بهترين نوع هنر عامیانه، جهت ارائه موضوعات مورد علاقة مردم در قالبی سرگرم کننده، رسانههای عمومی به خصوص رادیو و تلویزیون خواهد بود که در دورافتادهترين نقاط كشور نيز در دسترس هستند. البته قالبهای دیگر هنری چون هنرهای تجسمی، به خصوص در قالب هنر شهری همچون دیوارنگاری و تندیسگری میتواند سهمی مهم در هنر عامه داشتهباشند.
حال آیا آثار روشنفکرانهای که با الهام از نمادهای هنر قهوهخانهای، توسط هنرمندی حرفهای خلق میشوند و تنها شانس دیدهشدنشان توسط مردم در یک نمایشگاه است را، میتوان هنر عامیانه دانست؟ آیا بدون وجود تعریفی مشخص از نقاشی ایرانی معاصر، که برای اذهان مردم آشنا باشد، میتوان نقاشی عامیانة ایرانی معاصر را ایجادکرد؟
سررشتة هنر عاميانة آينده به دست هنرمنداني است كه حقيقتاً زندگي عامة مردم را دركنموده و بدون قضاوت در مورد سلايق و زيباييشناسي آنها و با استفاده از صورتهاي هنري و مضمونهای مورد پذيرششان، به خلق اثر هنری بپردازند. با چنين آغازي به تدريج میتوان با ايجاد تحول در صورت آثارٰ مطابق با فرهنگ عاميانه، جهت ارتقاء سليقة زيبايي شناسي مردم گام برداشت.
گلناز کشاورز/کارشناس ارشد پژِوهش هنر
آدرس ایمیل جهت جلوگیری از رباتهای هرزنامه محافظت شده اند، جهت مشاهده آنها شما نیاز به فعال ساختن جاوا اسكریپت دارید
برگرفته از سایت: nazaronline.ir
برچسب ها
مجموعه: اخبار / هنرهای تجسمی
